زندگیه دیگه؛ گاهی خسته ت میکنه، 

اونقدری که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش

ویه مدت بری سراغ خودت

هیچ کاری نکنی ، با هیشکی حرف نزنی ،

حتی نفسم نکشی  

اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی میبینی یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی 

و هیچی بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی ! 

این درست حال الان منه

 چقدر این روزها جات خالیه مادر

منبع : وبلاگ کوچولوی من |خسته ام
برچسب ها :